«در ایستگاه»
بسم الله
((در ایستگاه))
دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لبهایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی در این ایستگاه نشستهام!
رسول یونان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۳ ساعت 22:32 توسط مهران حاجیلو
|
مهران حاجیلو