امید به زندگی خود را با این پنج غذای سالم افزایش دهید

با اینحال که هیچ یک از ما برای همیشه زنده نخواهیم ماند، شما می توانید چند سال اضافی به زندگی تان با توجه کردن به آنچه که می خورید اضافه کنید. برای افزایش طول عمر خود و همچنین بهبود کیفیت زندگی خود ، از این پنج غذایی که به شما برای زندگی طولانی تر کمک میکنند بهره جویید.

 میوه و سبزیجات رنگ روشن

تحقیقات نشان می دهد کسانی که به خوردن میوه و سبزیجات با توجه به مواد مغذی آنها تمایل بیشتری دارند زندگی طولانی تری از کسانی که نمیخورند را دارند. در حالی که همه نوع میوه و سبزی برای شما غاهای خوبی هستند، محصولات رنگ روشن بخصوص با رنگدانهای طبیعی که موجب  رنگ آنها می شوند برای پیشگیری از سرطان سودمند است. Okinawans –که مشهور به داشتن طولانی ترین امید به زندگی در جهان و نرخ پایین بیماری های قلبی و سرطان است- یک رژیم غذایی است که سرشار از میوه و سبزی، به ویژه گونه های به رنگ سبز تیره و زرد است . به طور خاص، مقادیر زیاد ویژگی های رژیم غذایی اکیناوایی ازسیب زمینی شیرین، سبزیجات متنوع را عمدتا با برنج سنتی ژاپنی جایگزین کرده است.

شکلات تیره

خبر خوب برای chocoholics - شکلات می تواند به شما برای زندگی طولانی کمک کند! بزرگترین قاتل در جهان غرب - دانه های کاکائو با بسته بندی آنتی اکسیدان ها هستند که مطالعات نشان داده اند می توانند به کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی کمک کنند. این ممکنه است باشد به این دلیل که جین لوئیس Calment، که در مجموع بزرگ 122 سال و 164 روز زندگی کردند (کهن ترین سن تایید شده انسان که همیشه بوده) سلامتی خود را با مصرف منظم شکلات قرار داد. با این حال، قبل از اینکه شکلات را بصورت زیاد مصرف کنید، در نظر داشته باشید که یک مربع در روز برای تقویت سلامت شما کافی است. همچنین مطمئن شوید که در آن کاکائو بیش از 70 درصد است و شامل فلاونوئیدها و قند کمتری است.

ماهی های روغنی

مردم در ژاپن طولانی ترین امید به زندگی در جهان را دارند، که ممکن است مربوط به رژیم غذایی سنتی خود که درآن ماهی زیاد است ، باشد. نه تنها ، امید دارند که  ماهی بیش از گوشت خطر ابتلا به بسیاری از مشکلات بهداشتی موجود در گوشت قرمز را کاهش می دهد ، مانند بیماری قلبی، اما ماهی های چرب مثل سالمون، ماهی خال مخالی، ساردین و ماهی قزل آلا در داشتن فواید برای سلامتی مشهور ند. روغن ماهی منبع خوبی از ویتامین A و D است که برای سیستم ایمنی بدن خوب هستند. علاوه بر این، آنها سرشار از امگا 3 اسیدهای چرب هستند که با کاهش خطر بیماری قلبی، صدمه به مغز و سکته مغزی ارتباط دارند.

چای سبز

یکی دیگر از عوامل اصلی رژیم غذایی ژاپنی، چای سبز دارای آرایه ای موثر از منافع بهداشتی است ، که به بهبود سلامت قلب و عروق، تنظیم فشار خون، تقویت سیستم ایمنی بدن، و کاهش کلسترول کمک میکند. مطالعات نشان می دهد که نوشیدن چای سبز - که سرشار از تقویت فلاونوئیدها سلامتی است - می تواند به کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک کند. متعاقب این ادعا در یافته های پژوهشی منتشر شده در مجله انجمن پزشکی آمریکا ، در مطالعه ای در ژاپن در طول دوره 11 ساله که بیش از 40،000 شرکت کننده در بر داشت میزان مرگ و میر در کسانی پنج فنجان یا بیشتر چای سبز  در روز نوشیده بودند 16 درصد کمتر از کسانی که یک فنجان نوشیدند بود.

 روغن زیتون

بسیاری از ما در یک پیشنهاد برای تمیز و سالم ماندن ، دور بودن از چربی ها و روغن ها را برگزیده ایم، با این حال، چربی های اشباع شده "خوب"، که در روغن زیتون یافت میشود، در واقع برای سلامت خوب ضروری است. مطالعات نشان داده اند که به طور منظم مصرف روغن زیتون می تواند به کاهش خطر ابتلا به سکته مغزی و بیماری های قلبی ، با توجه به محتوای بالای خود از عناصر کم مصرف به نام فنول ها که دارای خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی است ،  کمک کند. روغن نیز یک جزء اصلی از رژیم غذایی مدیترانه ای سالم است ، که مطالعات نشان می دهد می تواند کمک به شما برای زندگی طولانی تر کمک کند. تحقیقات نشان داده است که کسانی که این طرح غذا خوردن را دارند 20 درصد شانس بیشتری برای زندگی طولانی تر با حاصل بهره بطور متوسط ​​حدود دو تا سه سال را دارند،

تهیه و ترجمه : مهران حاجیلو

این روزها، وقت حساب‏رسی نسبت به عمر است!

علی ـ علیه‎السلام ـ در روایتی به نقل از نبی اکرم فرمودند که:

 «أَكْيَسُ الْكَيِّسِين» زیرک‎ترین زیرکان، «مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ»، کسی است که از خود حساب بکشد، «وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ» و کارهایش را در ارتباط با جهان دیگر انجام دهد. «فَقَالَ رَجُلٌ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِين»، وقتی علی(علیه‎السلام) این جملات را از پیغمبر نقل فرمود شخصی سوال کرد، «كَيْفَ يُحَاسِبُ نَفْسَهُ»، انسان چگونه از خود حساب بکشد؟ «قَالَ(علیه‎السلام) إِذَا أَصْبَحَ»، حضرت فرمود: هرگاه شب را به روز آورد، «ثُمَّ أَمْسَی»، و روز را به شب رساند، «رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ»، بازگشتی به خود داشته باشد، «وَ قَالَ يَا نَفْسِي»، و بگوید: ای فلانی! «إِنَّ هَذَا يَوْمٌ مَضَى عَلَيْكَ»، امروز روزی بود که بر تو گذشت، «لَا يَعُودُ إِلَيْكِ أَبَداً»، در حالی که هیچ‏گاه به سوی تو بازنمی‏گردد، «وَ اللَّهُ يَسْأَلُكِ عَنْهُ بِمَا أَفْنَيْتِهِ»، و خدا از تو می‏پرسد آن را در چه راهی مصرف کردی؟

در اینجا صحبت از روز نیست، حضرت دارد به زبان من و شما صحبت می‎کند، این روز و ایّام نیست که فانی شده، این بخشی از هستی ماست که گذشته و از دست رفته است.  خداوند می‏‌پرسد، این سرمایه را در چه راهی فانی کردی؟ «فَمَا الَّذِي عَمِلْتِ فِيهِ»، چه کاری در این روز انجام دادی؟ «أَ ذَكَرْتِ اللَّهَ أَمْ حَمِدْتِه»، آیا در این روز به یاد خدا بودی و او را حمد و ستایش کردی؟ «أَ قَضَيْتِ حَوَائِجَ مُؤْمِنٍ فِيهِ»، آیا در این روز خواسته و حاجت برادر ایمانی‎ات را با این که قدرت داشتی برآورده کردی؟ «أَ نَفَّسْتِ عَنْهُ كَرْبَهُ»، آیا از گرفتاری‎های او گره گشایی کردی؟ «أَ حَفِظْتِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ فِي أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ»، آیا در غیاب برادر مؤمنت اخوّت اسلامی و ایمانی را نسبت به خاندان و فرزندش رعایت کردی؟ «أَ حَفِظْتِيهِ بَعْدَ الْمَوْتِ فِي مُخَلَّفِيهِ»، آیا بعد از مرگ او از این حریم ایمانی نسبت به بازماندگانش حراست و مراقبت کردی؟  «أَ كَفَفْتِ عَنْ غِيبَةِ أَخٍ مُؤْمِنٍ»، آیا از غیبت کردن پشت سر برادر مؤمنت جلوگیری کردی؟ «أَعَنْتِ مُسْلِماً»، آیا کمک کار برادر مسلمانت بودی؟ «مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ»، در این روز چه کار کردی؟

در لحظات آخر سال چه کنیم؟!


آیا سزاوار نیست انسان هنگامی که لحظات آخر سالش فرا می‎رسد این گونه بیندیشد؟

یک سال بر ما گذشت! به عبارت دیگر، بخشی از هستی ما رفت و هیچ ‏گاه به ما برنخواهد گشت مگر در روز قیامت که این قطعه از هستی ما آن‏گاه به ما باز می‏گردد که نموداری از کردار گذشته‏مان در این سال را به ما نشان می‏دهد.

همان طور که علی ـ علیه‎السلام ـ فرمود خوب است انسان بنشیند و در این باب فکر کند.

در سالی که گذشت و به پایان رسید چه کردم؟

آیا به یاد خدا بودم؟

 آیا او را ستایش کردم؟

آیا گرفتاری برادر مؤمنم را رفع کردم؟ آیا حاجتی از او برآورده کردم؟ آیا در غیابش مراقب بودم تا حیثیّتش را حفظ کنم؟

 آیا در این سال به وظایف برادری و اسلامی خود نسبت به دوستانی که از دست دادم عمل کردم؟

آیا حال بستگان آنها را جویا شدم، ولو اینکه به حسب ظاهر از آنها دل‎جویی کنم؟

در سالی که گذشت چه کردیم؟! اکنون چه کنیم؟!

علی ـ علیه‎السلام ـ پس از آنکه چند چیز برای روش تفکّر و محاسبه نسبت به گذشته آموخت فرمود: «‎مَا الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ»، 

به خود بگو: ای فلانی! در این روزی که گذشت و به عبارت دیگر قسمتی از وجود و هستی‏ات در این عالم که از دست رفت چه کردی؟

«فَيَذْكُرُ مَا كَانَ مِنْهُ»، پس گذشته را یادآور شود،

 «فَإِنْ ذَكَرَ أَنَّهُ جَرَى مِنْهُ خَيْرٌ»، اگر به گذشته مراجعه کرد و دید آنچه که بر او گذشته خیر بوده است،

 «حَمِدَ اللَّهَ وَ كَبَّرَهُ عَلَى تَوْفِيقِهِ»، حمد خدا را به جا آورد

و بگوید: «الحمد لله» و نسبت به این موفقیتی که خدا به او عنایت فرموده بگوید: «الله اکبر»

و بداند این توفیق هم از خدا بوده است،

«وَ إِنْ ذَكَرَ مَعْصِيَةً أَوْ تَقْصِيراً»، و اگر دید گناهی انجام داده و خطایی از او سر زده، «اسْتَغْفَرَ اللَّهَ»، از خدایش پوزش بخواهد و استغفار کند،

 «وَ عَزَمَ عَلَى تَرْكِ مُعَاوَدَتِهِ»، و تصمیم بگیرد که دیگر به آن گناه بازنگردد و آن را تکرار نکند.

اگر انسان بخواهد به معنای واقعی خودش را بسازد، یکی از راه‎های بزرگ برای سازندگی انسان توجّه به اعمال گذشته خود است، به ویژه از فرصت‎هایی که برای انسان پیدا می‎شود برای تنبّه و تذکّر خود و اینکه از خواب غفلت بیدار شود و نسبت به آینده‎ تنظیم شود استفاده کند که یکی از این فرصت‎ها پایان سالی است گذشت. امسال تمام شد و گذشت؛ امّا ما چه کردیم؟

هستی و سرمایه‏ای که از ما کاسته شد، در چه راهی و چگونه مصرف کردیم؟ انسان نسبت به کارهای یک ساله‏اش بیلان آخر سال عرضه کند. همان گونه که علی ـ علیه‎السلام ـ می‌فرماید این موجب می‎شود تا انسان نسبت به آینده‎اش مراقب باشد. امیدوارم خداوند به ما توفیق عنایت کند تا از گذشته‎های خود نسبت به آینده‎مان عبرت بگیریم!

گزارش نشریه رویترز از عوامل کاهش سرطان پروستات

گزارش پزشکی زیر که توسط نشریه رویترز ارائه گردیده است سندی دیگر بر متعالی بودن احکام اسلامی می باشد.

مترجم : مهران حاجیلو  24/12/90

 ..(Reuters) - Circumcised men may have a slightly lower risk of developing prostate cancer than those who still have their foreskin, according to a U.S. study.

.. (رویترز) – مطابق تحقیقات در امریکا مردانی که ختنه میکنند خطر ابتلا به سرطان پروستات کمتری نسبت به کسانی که هنوز پوست ختنه گاه خود را نبریده اند، دارند.

The World Health Organization already recommends the controversial procedure based on research showing it lowers heterosexual men's risk of contracting HIV, the virus that causes AIDS.

سازمان بهداشت جهانی در حال حاضر در توصیه روش های بحث برانگیز اعلام میدارد بر اساس تحقیقات نشان داده شده خطر ابتلا به ویروس عامل بیماری ایدز درمردان دگرجنسگرا ( اچ آی وی)، بر اثر ختنه کاهش می یابد.

Last year scientists also reported that wives and girlfriends of circumcised men had lower rates of infection with human papillomavirus or HPV, which in rare cases may lead to cervical and other cancers. And last week, researchers reported that African men who were circumcised were less likely to be infected with a particular herpes virus.

دانشمندان در سال گذشته نیز گزارش داده اند که همسران و دوست دخترهای  مردان ختنه شده، نرخ های پایین تری از عفونت با ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV که در موارد نادر ممکن است به دهانه رحم و سرطان های دیگر منجر شود را دارا می باشند. و در هفته گذشته، محققان گزارش داده اند ، مردان آفریقایی که ختنه نموده بودند احتمال آلودگی کمتری به هرپس ویروس خاص آلوده داشتند.

اعمال عيد نوروز در مفاتیح الجنان

و اما اعمال عيد نوروز پس چنان است كه حضرت صادق عليه السلام به مُعَلَّى بن خنيس تعليم فرموده كه چون روز نوروز شود غسل كن و پاكيزه ترين جامه هاى خود را بپوش و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار پس چون از نماز پيشين و پسين و نافله هاى آن فارغ شوى چهار ركعت نماز بگذار يعنى هر دو ركعت به يك سلام و در ركعت اوّل بعد از حمد ده مرتبه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ بخوان و در ركعت دوّم بعد از حمد ده مرتبه سوره قُلْ يا اَيُّها الْكافِروُنَ و در ركعت سيّم بعد از حمد ده مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ و در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْوْصِيآءِ الْمَرْضِيِّينَ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن اوصياء پسنديده

وَعَلى جَمِيعِ اَنْبِيآئِكَ وَرُسُلِكَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَبارِكْ

و بر همه پيمبران و رسولانت به بهترين درودها و بركت ده

عَلَيْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَكاتِكَ وَصَلِّ عَلى اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ اَللّهُمَّ

بر ايشان به بهترين بركتهايت و درود فرست بر ارواح و اجسادشان خدايا

بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ لَنا فى يَوْمِنا هذَا الَّذى فَضَّلْتَهُ

بركت ده بر محمد و آل محمد و بركت ده به ما در اين روز كه آن را برترى داده

وَكَرَّمْتَهُ وَشَرَّفْتَهُ وَعَظَّمْتَ خَطَرَهُ اَللّهُمَّ بارِكْ لى فيما اَنْعَمْتَ بِهِ

و گراميش كرده و شرافتش دادى و مقامش را بزرگ كردى خدايا بركت ده به من در آنچه به من تفضل كرده اى

عَلَىَّ حَتّى لا اَشْكُرَ اَحَداً غَيْرَكَ وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقِى يا ذَا الْجَلالِ

بدانسان كه هيچكس را جز تو سپاس نگذارم و روزيم را وسيع گردان اى صاحب جلالت

وَالاِْكْرامِ اَللّهُمَّ ما غابَ عَنّى فَلا يَغيبَنَّ عَنّى عَوْنُكَ وَحِفْظُكَ وَما

و بزرگوارى خدايا هر چه از من پنهان شده مبادا كمك و نگهدارى تو از من پنهان شود و هر چه

فَقَدْتُ مِنْ شَىْءٍ فَلا تُفْقِدْنِى عَوْنَكَ عَلَيْهِ حَتّى لا اَتَكَلَّفَ ما لا

را گم كرده ام مبادا يارى خويش را بر آن از من گم كنى تا خود را به زحمت نيندازم درباره

اَحْتاجُ اِلَيْهِ يا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ

آنچه را بدان نيازمند نيستم اى صاحب جلالت و بزرگوارى

چون چنين كنى گناهان پنجاه ساله تو آمرزيده شود و بسيار بگو يا ذَا الْجَلالِ والاِْكْرامِ .

 

جشن ملی نوروز از نگاه مقام معظم رهبری

نوروز مورد تایید و تجلیل اسلام است

رهبرمعظم انقلاب در تشریح روایات اسلامی درباره نوروز فرموده اند : نوروز، یعنی روزی نو در تاریخ بشر و حالتی نو در زندگی انسانها، یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه‌ا‏یی که اتفاق می‏افتد، آن را نو می‏کنید.

** نوروز ؛ انتخاب شایسته ایرانیان
به نظر من آن‌چه که ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یکی از زیباترین و شایسته‌ترین کارهایی است که می‌شود با یک مراسم تاریخی و سنتی انجام داد. اولِ سال شمسی ما ایرانی‌ها، - یعنی اول بهار - عید نوروز است. اولا ملت ایران افتخار دارد که سال شمسی او هم سال هجری است؛ یعنی هم‌چنان‌که سال قمری ما - که سال 1418 است - از مبدا هجرت خاتم الانبیاء علیه و علی آله الصّلاة والسّلام است، سال شمسی ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه‌ی ملت‌های مسلمان برای سال شمسی خود، از سال میلادی استفاده می‌کنند؛ ولی ما ایرانی‌ها، هجرت نبی اکرم را، هم مبدأ سال قمری قرار دادیم، هم مبدأ سال شمسی.

این، مطلب اول که به نظر من نشانگر هنر و عشق و علاقه‌ی ایرانی به تعالیم مقدس اسلام و به آثار مطهر و مقدس نبوی است. در ضمن، اولِ سال را اولِ فصل بهار انتخاب کرده‌ایم، در حالی که مسیحیان، اوّلِ زمستان را اولِ سال قرار می‌دهند! البته فرق آن‌ها با ما این است که ولادت حضرت مسیح، تاریخ مشخصی ندارد و یک مطلب حدسی است؛ در حالی‌که هجرت نبی مکرم اسلام، از نظر تاریخی کاملا دقیق و مشخص است. به‌هرحال ما اولِ بهار را اولِ سال خودمان قرار داده‌ایم که این هم یک ذوق و سلیقه‌ی ایرانی است. اولِ بهار، اولِ رویش طبیعت، اولِ بیداری باغ و راغ و بوستان و اولِ بالندگی همه‌ی موجودات زنده است. این بهتر از زمستان است که وقت مردن و انجماد طبیعت و گیاه و نباتات است.

ادامه نوشته

اصحاب رّس و داستان سیزده بدر

بسم الله الرحمن الرحیم

( كذبت قبلهم قوم نوح و اصحاب الرس و ثمود (سوره ق آیه 12)

در تفسیر صافی از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است که مردی از قبیله بنی تمیم نزد حضرت علی بن ابی طالب(ع) آمد و عرض کرد:

یا علی! مرا از اصحاب رس خبر ده – در چه عصری بودند سرزمین آنها کجا بود؟ پادشاه آنها چه کسی بود؟ آیا پیغمبر و رسولی داشتند یا خیر؟ چه شد که هلاک شدند؟ در قرآن مجید میخوانیم که خداوند تعالی در ذکر کسانی که باران غضب خود را بر آنها باریده اصحاب رس را نیز یاد فرموده است ولی ما از تاریخ و چگونگی آنها اطلاعی نداریم و از مورخین یهود و عرب نیز چیزی نشنیده ایم؟

حضرت علی (علیه السلام) که باب مدینه علم و بزرگترین استاد دانشگاه اسلام است با تبسمی فرمود:

ای عمرو، تو از اخباری پرسیدی که تا کنون قبل از تو هیچکس سئوال ننموده و پس از من هیچ کس نمیتواند از آن خبر دهد مگر آنکه از من نقل کند.

آنگاه فرمودند: ای عمرو، هیچ آیه از آیات قرآن نیست که علی(ع) از آن اطلاع کامل و وقوف راسخ نداشته باشد ـ من هستم که میدانم علل و اسباب نزول و موقع و مهبط نزول وحی را میدانم، من هستم که میدانم آیات چه وقت و در کجا نازل شده، در صحرا بوده یا کوه، شهر بود یا بیابان، شب بود یا روز و این از علوم خاص علی است. آنگاه اشاره به سینه خود کرد و فرمود: «و ان هنا لعلماً جما» و لکن طالبین این علوم کم هستند و به زودی از فقدان من پشیمان میشوند که چرا قصص و آیات فراوان را از من نپرسیدند. پس از آن فرمودند:

ای عمرو، اصحاب رس قومی بودند که درخت صنوبر را می پرستیدند و آن را شاه درخت میگفتند. این درخت را یافث بن نوح در کنار نهر رود شاب کاشت تا رشد و نمو کرد. پس از طوفان مورد احترام و استفاده مردم بود و گروهی که آنها را اصحاب رس میگفتند این درخت را می پرستیدند و آنها را از این جهت اصحاب رس گفتند که پیغمبر خود را به تعب انداختند و ازمیان خود راندند.

این قوم پس از عصر سلیمان بن داوود می زیستند و ۱۲ قریه داشتند که در کنار رود ارس در بلاد مشرق واقع بود که گواراترین آب را داشت و همۀ ۱۲ قریه از آن نهر سیراب میشدند و آن مکان ها سر سبز و خرم بود. اسامی این قریه ها از این قرار بود:

ـ ۱:آبان

ـ ۲:آذر

ـ ۳:دی

ـ ۴:بهمن

ـ ۵:اسفند یار

ـ ۶:فروردین

ـ ۷:اردیبهشت

ـ ۸:خرداد

ـ ۹:مرداد

ـ ۱۰:تیر

ـ ۱۱:مهر

ـ ۱۲:شهریور

بزرگترین شهر آنها که مرکز و پایتخت این شهرها بود شهر اسفندیار بوده است در این پایتخت پادشاهی به نام (ترکوذبن عابود) می زیست. چشمه آب رس و درخت صنوبر در این پایتخت بود و در سایر قراء از شاخ این (شاه درخت) غرس کرده و بهشتی به وجود آمده بود.

شاه درخت بسیار شاخ و برگ داد و سر به فلک کشید. این درخت مقدس و مورد احترام شد به قدری به آن احترام میگذاشتند که هیچ فردی از انسان و حیوان حق نداشت از آب چشمه ای که کنار درخت بود بیاشامد و یا از شاخ و برگ و میوۀ آن بخورد یا جدا کند. هر کس یا هر چیز که از آب چشمه و یا شاخ و برگ آن میخورد او را می کشتند و می گفتند این آب زندگی رب النوع ما می باشد و هیچکس حق ندارد حیات یا ندگی او را ناقص گرداند. و چون آب از سرچشمه میگذشت مردم از آن بهره مند می شدند و در هر شهر و قریه در دوران سال یک روز عید می گرفتند و اطراف این درخت اجتماع میکردند و از پارچه های حریر بر شاخه های آن درخت می بستند و می پوشانیدند و انواع صور و نقوش گوناگون به آن پارچه ها رسم می کردند گوسفندان و گاو ها می آوردند و میکشتند و برای رب النوع خود قربانی می کردند.

«و عاداً و ثموداً و اصحاب الرس و قرونا بین ذلک کثیرا» سورۀ مبارکۀ فرقان

آنگاه آتش می افروختند چون شعله میکشید آن گوسفندان و ذبایح را به درون آتش می انداختند و به طرف شاه درخت به سجده می افتادند، گریه میکردند، تضرع و زاری می نمودند که از آنها راضی شود. در همین احوال شیطان نیز در شاخه های شاه درخت می نشست و صدایی شبیه به صدای کودکان بلند میکرد و می گفت: از شما راضی هستم! چون این صدا را از درون شاه درخت می شنیدند سر از سجده بر می داشتند و می گفتند: دل ما خنک و دیدۀ ما روشن شد و به شادمانی رضایت رب النوع قدری شراب می نوشیدند و دف و دست میزدند و یک شب یا یک روز جشن شادمانی داشتند تا به شهر و مسکن خویشتن باز میگشتند.

عجم به افتخار این ایام و این امکنه اسامی ماههای خود را مأخوذ از آن شهرها کرده و به نام آبانماه و آذر ماه خواندند و تمامی اسامی ماههای فارسی مشتق از این اسماء قریه ها بود. همچنین در هر یک از ماههای آن روز عید مخصوص هر یک از اهالی و ساکنین قریه ها بود و لذا می گفتند: شهریور ماه عید اهالی شهریور است و آذر ماه عید اهالی قریه آذر است و چون اسفند ماه میرسید ماه اسفند را جشن عمومی می گرفتند که در این جشنها تمام اهالی قریه ها و ساکنین ۱۲ قصبات در پایتخت تمرکز یافته و اطراف درخت صنوبر و چشمه رس خیمه های بزرگ از دیباج و حریر بر پا میکردند که به انواع صور منقوش بود و این خیمه ها دارای ۱۲ باب و درب ورودی بود که هر یک از آن مخصوص اهالی یک قریه و باید از آن درب که نام آن قریه بر آن ثبت بود وارد و خارج می شدند و برای شاه درخت سجده میکردند و قربانی میدادند.

قربانی در این روز عید بزرگ چندین برابر قربانی اعیاد مخصوص هر قریه بود. آنگاه شیطان می آمد و درخت صنوبر را تکان سختی میداد و صدا میکرد و آرزوهای مردم را برایشان می گفت و امیدواری میداد که به کام دل خواهد رسید چون صدای شیطان در شکم درخت شنیده می شد همه مردم سر از سجده بر می داشتند و از فرط نشاط و مسرت شراب میخوردند و دف میزدند و پا میکوبیدند و ۱۲ روز به تعداد اسامی قریه ها عیش و نوش میکردند و پس از پایان جشن در روز سیزدهم به منازل خود بر می گشتند که ایرانیان اکنون نیز در روز سیزده فروردین از منازل خود خارج و دشتها و باغات می روند .چون کفران و سرکشی این قوم به طول انجامید خداوند متعال پیغمبری برای آنها از بنی اسراییل مبعوث گردانید به نام «حنظله بن صفوان» که از اولاد یهودا بن یعقوب بود. او مدتی در این قوم بود و آن ها را به دین داری و خدا پرستی دعوت میکرد ولی اثری نبخشید و دعوت او را نپذیرفتند و از ضلالت و گمراهی منصرف نشدند و به توحید نگرویدند. در یکی از روزهای عید بزرگ که همۀ مردم قریه ها در اطراف درخت جمع شده بودند آن پیغمبر گرامی دست به دعا برداشت و عرض کرد:« الهی! تو میدانی که من مدتی است این قوم را به توحید و صلاح وسعادت دعوت می کنم؛ ابا می کنند و کفر می ورزند و مرا تکذیب میکنند و برای پرستش درخت و لهو و لعب جمع می شوند. درختی را می پرستند که نه نفع دارد و نه ضرر! خدایا این درخت را خشک گردان تا آن ها مأیوس گردند.»

دعای پیغمبر اصحاب رس مستجاب شد چون صبح روز عید بزرگ همه آنقوم جمع بودند سر از خواب برداشند دیدند درخت یکجا خشک شده است به طوری که انگار این درخت سالهاست خشک شده در حالیکه شب سر سبز و خرم بود. هر دسته از مردم سخنی گفتند یکدسته گفتند: خدای آسمان و زمین این درخت را خشکانید تا به سوی او متوجه گردیم. فرقه دیگری گفتند: این رسول و پیغمبر که ما را دعوت به خدا پرستی می نماید سحر کرده درخت خشک شده است. بر پیغمبر غضبناک شدند و جملگی تصمیم بر قتل او گرفتند. جعبه ای از آن ساختند که دهانۀ آن گشاد و پائین آن بسیار تنگ بود روی آب انداختند و پیغمبر خود را گرفتند و گفتند: یا سحر خود را باطل کن که درخت سبز شود یا دراین جعبه آهن خواهی ماند. آنقدر به این رسول محترم فشار آوردند و در تنگنای جعبه آهنین سخت کوبیدند که در آن جعبه آهنین از جهان در گذشت در حالیکه در لحظات آخر عمر خود عرض کرد: پروردگارا! تو شاهد حال من هستی جای تنگ و سخت مرا ببین و حال تباه و ضعف مرا نگاه کن روح مرا قبض کن که دیگر طاقت ندارم و تو خود از این قوم کیفر بگیر. دعای آن حضرت مستجاب شد و همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد.

آنگاه خطاب شد به جبرئیل: آیا میبینی که این قوم از حلم و مدارای من سوء استفاده کردند و رسول مرا کشتند من منتقم حقیقی هستم و از آنها انتقام خواهم کشید و آنها را عبرت روزگار خواهم ساخت. سپس فرمان داد در همانروزی که عید بزرگ داشتند و همه جمع بودند باد تندی شدید و سرخ رنگ وزیدن گرفت و چنان آنها را بلند می کرد و به یکدیگر میزد که هر دو هلاک میشدند زمین را زیر پای آنها چنان گرم کرد که گوئی آهن را سرخ کرده اند و این تندباد سخت آتشین مانند قبه حمراء بالای سر آنها خیمه زد و آتش غضبی بود که آنها را فرو گرفت و آنقدر آن قوم را به هم فشرد و سوزانید که مانند آتش زبانه می کشیدند و تمام بدنهایشان آب شد همانند آهنی که در آتشی آب شده و خیمه گاه عشرت آنها را به خیمه غضب خود فرو برد تا به کلی آن قوم از بین رفتند و آنها را به اصحاب رس در قرآن یاد فرمود که عبرت بشر گردند.

در اینکه اصحاب رس کجا بودند اختلاف است برخی رس شهری در انطاکیه میدانند و بعضی شهری در حضرموت و گروهی قریه ای در یمامه به نام خلج دانسته و ظاهر آنستکه در ایران قدیم بوده چنانچه از اسامی آن پیداست و این پیغمبر بین زمان مسیح و حضرت محمد صل الله علیه و آله بوده است. پادشاه آنها از اولاد نمرود و نامش «ترکوذ بن عابود بن پادش بن سازن» بود که از طرف بیژن بن گودرز پادشاه اشکانی آنجا حکومت داشته و پایتختش اسفندیار بود در کنار چشمه ای به نام «روشن آب» که آنجا درخت صنوبری بود که یافث بن نوح آن را غرس کرده و اهالی آن شهرها از تخم و ساقه آن درخت کنار جویهای شهرها برده غرس میکردند و می نشانیدند و درختی بارور میشد و مردم آن درخت را پرستش می کردند.

چنانچه مفسرین نوشته اند چون طغیان و عصیان آن مردم به طول انجامید خداوند قاهر مرغی را بر آنها گماشت که هر روز اطفال آن گروه می ربود و طعمۀ خویش می ساخت و آشیانه آن مرغ بالای کوه دمح که قله ای از البرز بود و آن مرغ گردنی دراز داشت و رنگهای الوان و عنقای مغرب می نامیدند.

خداوند بر این قوم سی پیغمبر فرستاد که آخرین آنها حنظله بود و به عصر او به عذاب دردناک نابود شدند.

 

عاشق نمی شوی که ببینی چه میکشم

در وصل هم، ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل،آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می کشم

و شب را برای آرامش شما قرار دادیم .          قرآن کریم


برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم.


به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:

ساعت 9 تا 11 شب:
زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این کار توسط آنتی اکسیدان ها انجام میشود.
در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد.
در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.

ساعت 11 تا 1 نیمه شب:
کار از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.

ساعت 1 تا 3 نیمه شب:
کار سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.

ساعت 3 تا 5 صبح:

کار از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد.
بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.

ساعت 5 تا 7 صبح:

در این زمان کار در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.

ساعت 7 تا 9 صبح:
جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید.


افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را درساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.


کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها،ساعت7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.


دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.

از نصفه های شب تا ساعت4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.

در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.


پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید

مقیم نگاه تو باشم

بسم الله

نیاید که روزی مقیم نگاهت نباشم

نیاید که گاهی رسدتابه یادت نباشم

زبان عاجز است از بیان تمنای دل

دلم خون شود نازنین گر به عشقت نباشم

الم شکوه دارد از این وای من

به وای این جهان میرسدچون به مهرت نباشم

نشستم به پایت که نازم کنی مهربان

نگردد جهان چون به ناز نگاهت نباشم

به نم نم رود روی دل خون بی رنگ دل

کشد نقش زیبای تو گر به قهرت نباشم

کشیدی دل و رفتی از لانه عاشقی

به مستی کی آیی تا به جام شرابت نباشم

بزانو در افتاده ام روی سجاده عاشقی

که شاید بدین سان به درد فراقت نباشم

دلم ریش ریش است و اندوه مولای من

قسم خورده ام تا به غیر ولایت نباشم

بزانو درافکندم آن کیش مستی به پایت

ستاندی زمن دین من تا که مستت نباشم

برون گشتم از حلقه ی عاشقان بهر دیدار تو

به شیوا دلی عاشقم تا به پیشت نباشم

مهران حاجیلو