بسم الله الرحمن الرحیم
بحمدا... تعالي و علي عبده
گروهي از علماي نصاري و همچنين اهل تقوا و دوستي از جمله عاقب، السيد، عبداليشوع، ابنالحجن، ابراهيم الراهب، عيسي اسقف و چهل تن از بزرگان نصاري و كساني كه نسبت به رعايت عهدنامه و شناخت حق به من، تمايل داشتند و پيمانهاي مرا حفظ و حقوق مرا رعايت كردند و فرستادگان ما را در مرزها ياري كردند، اهل ذمه بهشمار ميآيند و امنيت، دوستي، وفا و عهد و پيماني كه با مسلمانان شرق و غرب داشتهام شامل حالشان خواهد بود. تا زماني كه زندهام و پس از مرگ من تا روز قيامت كه دين اسلام پابرجاست و دعوت به ايمان، ظاهر و آشكاراست و تا ابدالدهر اين عهد و پيمان بر تمام واليان و سلاطين و ساير مسلمانان الزامآور است. بر هيچكس روا نيست اين پيمان را بشكند و آن را با اضافه و كمكردن دگرگون سازد، زيرا افزودن بر آن، عهد و پيمان مرا خدشهدار و كاستن آن غرضهاي مرا نقض ميكند به اين دليل است كه تغيير اين عهدنامه موجب خيانت نسبت به آنچه با خود عهد بستهام، ميشود. از پيروان من هركس با من مخالفت كند، پيمان خداوند را نقض كرده و از فرمان خداوند متعال روي برتافته است و حجت خدا به ضرر و زيان او خواهد بود. سيد، اسقف، ديگران و بزرگان نصاري از من خواستند اين نوشته براي همه مسيحيان به عنوان عهد و ميثاق باشد.
بر اساس اين نامه
به نصاري هايي كه در سايه اسلام زندگي ميكنند، امان داده خواهد شد.
اين پيمان، پيماني كافي و ابدي است تا نسبت به عهدي كه با آنها بستهام وفا نمايند و من با رضايت خاطر اين درخواست را اجابت كردم تا كار پسنديدهاي براي آنان انجام دهم.
از سوي من و مسلمانان به آنها آزاري نرسد و اين پيمان به عنوان پيماني قابل اجرا و اماننامهاي معتبر ميان مردم باشد كه تمام مسلمانان به آن عمل كنند و مومنان به آن پايبند باشند.
براي نوشتن اين نامه بزرگان مسلمان و بهترين ياران خويش را حاضر كردم و براي مسيحيان شروطي گذاشتم كه براي نسلهاي بعد از ايشان نيز باقي خواهد ماند.
چنانچه كسي پيمان را نقض كند سلطان باشد يا غيرسلطان، بر حاكم واجب است فرمان مرا در مورد او اجرا نمايد تا وفاي به عهد و رعايت پيمان امري عملي گردد و اهل ذمه به آن پناه برند.
پيماني كه با خود بستهام براي آن است كه هيچكس براي مخالفت با اين پيمان و با مسلمانان بهانهاي نداشته باشد و بر مسلمانان لازم است پيمان مرا براي مسيحيان كامل كنند،
نصاري ها نسبت به آن وفادار باشند، ياران ما با آنها به نيكي رفتار كنند و در خير آن به عنوان پاداش، شريك باشند.
و كسي كه اين پيمان را اجابت كند، كمك و يار من در راه دعوت به اسلام و مايه خشم و غضب شكاكان و دروغپردازان است و بهانهاي براي مسيحيان عليه كسي كه دين اسلام را پذيرفته است، نباشد.
اين عهدنامه به كارهاي نيك و مكارم اخلاق دعوت و از بدي نهي مينمايد و به پيروي از حق و حقيقت و پيشگرفتن راستي و درستي فرمان ميدهد.
به همين جهت نخست آن را با تعهد خود آغاز كرده ام و آن را نصاريها از من و از تمام پيروان من خواسته اند لذا من پيمان و ميثاق خدا و همه پيامبران و خاتم رسل را بر اين گواه ميگيرم و بر اين اساس رعايت آنها و حفظ ايشان از هر بدي بر من واجب است و اينكه هيچ آزاري به آنها نرسد مگر آنكه آن آزار به من و به ياران من كه مدافع اسلام هستند برسد و اينكه من آن مقرري را كه مردم جنگجوي نصاري موظف به پرداخت هستند بر آنها ببخشم.
اما هيچيك از مسيحيان در برابر آن اكراه و اجباري ندارند
و همچنين هيچ اسقفي را از اسقف بودن و هيچ نصراني را از نصراني بودن و هيچ زاهدي را از زاهد بودنش تغيير ندهند
و هيچ مسافري را از سير و سياحت باز ندارند
و هيچيك از بناها و خانههاي آنها را خراب نكنند
و مسلمانان براي بناي مساجد و خانههاي خويش از آن بناها و ديرها استفاده ننمايند
و نواختن ناقوسها را تعطيل نكنند.
اين نامهاي علني و دستور كار آنان است.
من كساني را كه به اسلام پايبند هستند به اين منشور دعوت ميكنم هركس اين عهدنامه را نقض كند مستحق اهانت و نفرين است، خواه سلطان باشد يا غيرسلطان، از مسلمين و مومنين باشد يا نباشد. اجازه نميدهم هيچ نصراني را مجبور به قبول اسلام نمايند.
بايد مسيحيان را زير بالهاي رحمت و محبت خويش قرار دهند
و بديها را از ايشان و در هركجا كه باشند، دفع نمايند
و مسيحيان حق دارند هزينه عبادتگاهها و تعمير ديرها و صومعهها و آنچه را عقايد و دين آنها ايجاب ميكند، تأمين نمايند
و وظيفه مسلمانان است از خون و جان و مال آنها حراست و به آنها كمك كنند.
كمك مسلمانان در اصلاح امور مسيحيان به عنوان ذمه بر ايشان واجب نيست بلكه هبه است.
اميرالمومنين عليبنابيطالب (ع) نگاهباني و رعايت اين عهدنامه را تا روز قيامت و تا پايان دنيا بر خود و مسلمانان ذمه گرفته است.
اين عهدنامه را هشامبنعتبهابيوقاص در حضور حضرت عليبنابيطالب (ع) نوشته و آن را در حزقيل ذيالكفل (ع) در ماه صفر سال چهلم هجري قرار داده است.
والحمدا... تعالي
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ ساعت 21:33 توسط مهران حاجیلو
|