بسم الله

يك فكر بكر!

ساختمان كتابخانه انگلستان قديمي بود و تعمير آن نيز فايده اي نداشت .

قرار بر اين شد كتابخانه جديدي ساخته شود . اما وقتي ساخت بنا به پايان رسيد ؛ كارمندان كتابخانه براي انتقال ميليون ها جلد كتاب دچار مشكل شدند .

يك شركت انتقال اثاثيه براي انتقال كتاب ها به ساختمان جديد كتابخانه مبلغ سه ميليون و پانصد هزار پوند دستمزد خواست .

به دليل فقدان بودجه كافي ،اين درخواست از سوي كتابخانه رد شد .

فصل باران فرا مي رسيد و اگر كتابها به زودي منتقل نمي شدند ، خسارات سنگين فرهنگي و مادي متوجه انگليس مي گرديد . رييس كتابخانه بيشتر نگران شد و بيمار گرديد .

روزي كارمند جواني كه به دفتر رييس كتابخانه رفته بود با ديدن صورت سفيد و رنگ پريده رئيس، بسيار تعجب كرد و از او پرسيد كه چرا اينقدر ناراحت است .

رييس كتابخانه مشكل كتابخانه را براي كارمند جوان تشريح كرد اما برخلاف توقع وي جوان پاسخ داد: سعي مي كنم مساله را حل كنم .

روز ديگر در همه شبكه هاي تلويزيوني و روزنامه ها يك آگهي به اين مضمون منتشر شد: همه شهروندان مي توانند به رايگان و بدون محدوديت كتاب هاي كتابخانه انگلستان را امانت بگيرند و بعد از بازگرداندن آن را به نشاني ( آدرس كتابخانه جديد) تحويل دهند .

خود را تغيير دهيم نه جهان را .